تشنه
جوینده یابنده است . و اگریافتنی نیست باید دید که چرا اسیر نجستن شده ایم .
جستجو به تقلا کردن نیست . همانکس که دندان دهد نان دهد . امکان نداره
آگاهی رو از کسی دریغ کنه . انقدر بی دریغ و بی حساب روزی جاری میشه .
اینجا جستن و یافتن به مستعد شدنه . هرچی مستعد تر بهره مند تر . آب کم جو
تشنگی آور بدست . تا که جوشد آبت از بالا و پست .
مشکل اینه ما تشنه نمیشیم بعضا . ما معمولا تقلا میکنیم برای چیزی که مستعدشنشدیم . طلبکاریم برای چیزی که هنوز مستعدش نیستیم . و این ترفند عجیبیه .
دچار حسرت میشیم از نداشتن ها ولی خودمون رو مستعد نمیکنیم . دست و
پا میزنیم برای بدست آوردن . ولی وقتی استعدادش درونت شکوفا بشه همه ی
هستی موظف به پاسخگویی به استعدادته . و عجیبه این مفهوم . جوینده یابنده
است . جوینده عین یابنده است . جوینده لحظه ای از یابنده جدا نیست . به محض
جوینده شدن پیدا کرده .
حالا باید کجا جستجو کرد ؟ محل جستجو کجاست ؟ جستجو گر باید کجا روبگرده ؟ درون من محل جستجوست . درون منه که از عظمت ، وصف ناپذیره .
و من وقتی درونم رو مستعد عشق میکنم با گشتن در پی عشق ، وقتی
درونم رو در پی اون حقیقت میگردم ، وجودم مستعد تجلی اون عشق میشه .
این اشتیاق منه . وقتی اشتیاق از ذره ذره ی وجودم جاری میشه ، اونوقت
هستی داره نظاره میکنه . داره نگاه میکنه بعد همه ی اجزای عالم هستی
عاشق این مشتاق میشن . عاشق اینی میشن که شوق داره . . .
اصن این خود جوابه . جواب میجوشه از درونش ...