اساس و بنای سفره چه بود ؟ یادت هست ؟ سفره محل اشتراک بود و جاری 

بودن نعمت . حرمت داشت و قانون . قانون ؟ آری . قانون . چه قانونی؟

سفره برتری و بالا و پایین ندارد . کسی بیشتر یا کمتر نیست . کسی را به جای 

نشستنش بالاتر و والاتر نمیگویند . هر کسی در حد وسع خود هر انچه دارد را در 

سفره میگذارد . قانون سفره به اشتراک گذاشتن است . هرکسی هرچه که دارد 

بیاورد . هرکسی هرچه در توان دارد وسط بگذارد . چیزی که در سفره قرار گرفت 

دیگر مالکیت فردی ندارد . کسی صاحب آن نیست . در اختیار جمع است . 

چشم دواندن در پی آن معنایی ندارد . هر کس به قدر وسع و اشتیاق و طلبش 

بهره می برد . 


اگر شروط سفره برقرار باشد ، ضمانت کرده که برکت جاری میکند و خود او 

صاحب سفره است . و سفره را برکت خواهد بخشید و روزی را افزون خواهد کرد . 

حال در هر جمعی و در هر جمع شدنی و با هر مضمونی سفره ای پهن است . 

چه سفره ی طعام و شکم باشد ، چه سفره ی دوستی و عشق ، چه سفره ی 

کمال و معرفت ، چه سفره ی طمع و آز ، چه سفره ی . . .

پس در هر کنار هم نشستنی سفره ایست و در هر به اشتراک گذاشتنی سفره ای 

شاهد بر اشتراک گذاشته ها . 

لیکن دنیای وارونه ، وارونه ساز است . قانون ها را برای ما برعکس تجلی می دهد . 

خوب که دقت کنیم بر سر هر سفره که مینشینیم داشته هایمان را پنهان میکنیم 

و به جمع کردن ها دل میبندیم .

و در کدام جمع ، بدون نظر دوست ، برکتی جاریست ؟ و از شروط جاری شدن 

برکت بر سفره ، رعایت قوانین سفره است . پس چه فریبی میدهد این دنیای 

وارونه . و چه تعبیر های پوچی از اعتبار های واهی ، ما را به اسارت می برد . 

پس سفره محل اشتراک است و هر کس نیز به حد وسع خود از آن بهره ای دارد . 

و وقتی حق در ان نظر کرد یک کلام هزار شود و هرلقمه ای صد چندان . 

پس باید دانست که ما خود برمیگزینیم بر کدام سفره بنشینیم و بر سر هر سفره ای 

بنشینی درون را از طعام جاری در همان سفره پر خواهی کرد . و خود را شریک و 

همراه همنشینان ان سفره خواهی کرد . پس بدان بر سر کدامین سفره نشسته ای 

که خود خواهد گفت بر چه عهدی هستی !