دل آرام
تقدیم به استاد عشق :
زمین و زمان در خروش بود که شکافته شد دل و در آن بین سکوتی بود ژرف .
سوال شد که چنین خروشان و مملو از تلاطم های بی شمار ، در فضایی
آکنده از حرف و اعتراض و اتهام ، چگونه سکوتیست اینچنین درون دل ؟ چگونه
برون را خروشی بینیم عظیم و سرشار چون آتشفشانی سر از دریا برون آورده
و درون را آرام ؟ انگار که چشمه ای از جریان پر حرارت عشق در وجود میجوشد
و فضای اطراف را آکنده از آرامشی وصف ناشدنی می کند . چگونه چنین است ؟
پاسخ داد : میان درون و بیرون فرقی نیست !!! تفاوت در نقطه ی شاهدی ناظر
است و اعتباری که به خود در مقابل سایر واقعیت ها می دهد . لیکن حقیقت
یک حقیقت است ! در واقع ، آنکه به سرچشمه حقیقت دسترسی پیدا کرد ،
درون و بیرون را مزین به نور حقیقت خواهد یافت و آنچه با حقیقت عجین شد و
غرقه ی آن ، وحدت را در نگاه خواهد یافت . حال بروز آنچه در عالم ظاهر به دیده ی
شاهدی با نقطه ی شاهدی عالم مجاز می رسد ، آن جوش و خروش و هیجان و
سوختن های بی پایان است و شمشیر های آخته و فریاد های از ته دل یا سر بریده ی
منصور بر سر چوب پاره !!! آنچه پیوندگاه تمام اینها با آن آرامش و ایستادگیست
ادراک آن حقیقتیست که چون از آن منظر به شاهدی بنشینی چیزی نخواهی یافت
جز سکوتی ژرف و آرامش و اعتمادی وصف ناشدنی و ضمانتی که یار داده است . . .
. . .