دعوا :

این ماهی بزرگه هی اون ماهی کوچیکه رو میزنه . نفهمیدم چطور شد یهو

اینقدر اختلاف حجم پیدا کردن . قبلا ترا اینجوری نبود . من هی میرم میشینم

نصیحتش میکنم . بعضی وقتا هم دعواش میکنم . هی میگم دوست باشید .

نزنش . گناه داره . جامعه ی مدنی . عدالت محوری . همنوع دوستی . هی

میگم نکن تمامیت خواهی بده . فرداش باز همون بساطه . پکوندش خب .

 

نهادینه سازی :

میای خونه میبینی رو دیوار برچسب چسبوندن شهروند محترم لطفا گردالی

( قلقلی یا همون که دست میکنی تو بینی در میاری شیرینی ) خود را پس

از تولید به دستشویی منتقل کنید . از فرط خوشحالی از این سطح فرهنگسازی

زندگی جمعی ، اولین گردالی رو خودت درست میکنی و میندازی تو دستشویی

و با یه لبخند معنا داری باهاش خداحافظی میکنی و این لحظات پر غرور رو توی

دلت جشن میگیری ولی یه چیزی ته دلت میگه به این راحتی ها حل نمیشه .

فرهنگسازی هزینه داری . تازه این موقع است که به این نکته توجه میکنی که

حداقل چند بار باید دست بکنی تو بینی در بیاری شیرینی بعد گردالی کنی و

نحوه ی این عملیات رو شرح بدی تا تو بستر اجتماع نهادینه بشه و . . .

 

نیاز :

دستهایش را بالا گرفت . چشمهایش را به حال التماس چرخاند . صدایش را

مظلومانه کرد . دلش را لرزاند . سرش را رو به آسمان بلند کرد . از ته ته ته

دلش با تمام عشقش گفت : خدایا خیلی بدهی دارم . پول میدهی  ؟!!!!!

 

                                                                                    .  .  .